تبلیغات
داره از ابر سیاه خون می چکه! این روزا خون جای بارون می چکه! - روزگار غریبی است نازنین!
داره از ابر سیاه خون می چکه! این روزا خون جای بارون می چکه!

دلم از کسی گرفته که میخوام براش بمیرم!!!

 

دهانت را می بویند.....

مبادا گفته باشی دوستت می دارم!.

دلت را می بویند.........

روزگار غریبی ست نازنین...

 

 

و عشق را

کنار تیرک راه بند

تازیانه می زنند................

 

 

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد.!!!

در این بن بست کج و پیچ سرما

آتش را .......

به سوخت بار سرود و شعر فروران می دارند.!!

به اندیشیدن خطر مکن.

روزگار غریبی ست نازنین.

آن که بر در می کوبد شباهنگام

به کشتن چراغ آمده است.

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد.

آنک قصابانند

بر گذر گاه مستقر

با کنده و ساطوری خون آلود.

روزگار غریبی ست نازنین.

و تبسم را بر لبها جراحی می کنند

و ترانه را بر دهان.

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد.

کباب قناری

بر آتش سوسن و یاس

روزگار غریبی ست نازنین.

ابلیس پیروز مست

سور عزای ما را بر سفره نشسته ست.

خدای را ......در پستوی خانه نهان باید کرد.

 

 



نوشته شده در پنجشنبه 12 اسفند 1389 ساعت 10:17 ب.ظ توسط شادی یاس نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت